۲۱- تولّد یوحنا

۲۱- تولّد یوحنا — تصویر 1

خدا در گذشته با پیامبران سخن می‌گفت تا آنها بتوانند با قوم او صحبت کنند. سپس ۴۰۰ سال خاموشی فرا رسید که در آن خدا با هیچ مردی صحبت نکرد. پس از آن خدا فرشته‌ی را نزد کاهنی بنام زکریا فرستاد. زکریا و زن او الیزابت، به خدا احترام می‌گذاشتند. آنها بسیار پیر شده بودند و الیزابت هیچ طفلی بدنیا نیاورده بود.

۲۱- تولّد یوحنا — تصویر 2

فرشته خدا به زکریا گفت: «زن تو پسری بدنیا خواهد آورد و تو او را یوحنا خواهی نامید. خدا او را از روح القدس پُر خواهد ساخت و یوحنا مردم را برای پذیرفتن مسیح آماده خواهد کرد!» زکریا جواب داد: «من و زن‌ام بسیار پیر هستیم تا طفلی داشته باشیم!» چطور باور کنم که حقیقت را به من می‌گویی؟»

۲۱- تولّد یوحنا — تصویر 3

فرشته به زکریا جواب داد: «من از طرف خدا فرستاده شده‌ام تا این خبر خوش را به تو بدهم. بخاطریکه به من باور نکردی، تا زمانیکه طفل بدنیا بیاید گنگه خواهی بود.» در همان لحظه زکریا گنگه شد. سپس فرشته زکریا را ترک نمود. پس از آن، زکریا به خانه برگشت و زن او حامله شد.

۲۱- تولّد یوحنا — تصویر 4

وقتی‌ الیزابت شش ماه حامله‌ بود، ناگهان همان فرشته خدا بر خویشاوند الیزابت که مریم نام داشت ظاهر شد. او یک باکره و نامزد مردی بنام یوسف بود. فرشته خدا گفت: «تو حامله خواهی شد و پسری بدنیا خواهی آورد. تو نام او را باید عیسی بگذاری. او پسر خدای متعال خواهد بود و تا ابدالاباد پادشاهی خواهد کرد.»

۲۱- تولّد یوحنا — تصویر 5

مریم جواب داد: «این چطور ممکن است؟ چون من باکره هستم.» فرشته توضیح داد: «روح القدس بر تو خواهد آمد و قدرت خدا بر تو خواهد رسید. بنابراین آن نوزاد، مقدس و پسر خدا خواهد بود.» مریم آنچه را که فرشته گفت باور کرد.

۲۱- تولّد یوحنا — تصویر 6

بلافاصله پس از این اتفاق، مریم به دیدن الیزابت رفت. همینکه مریم به او سلام داد، طفل الیزابت در رحم او تکان خورد. آن زنان بخاطر آنچه که خدا برای آنها انجام داده بود باهم خوشحالی کردند. مریم مدت سه ماه نزد الیزابت ماند و سپس به خانه برگشت.

۲۱- تولّد یوحنا — تصویر 7

پس از آنکه پسر الیزابت تولد شد. همانطور که فرشته به زکریا و الیزابت گفته بود آنها نوزاد را "یوحنا" نامیدند. سپس خدا دوباره به زکریا توانایی سخن گفتن را داد. زکریا گفت: «خدا را شکر، بخاطریکه او قوم خود را به یاد آورد تا آنها را کمک کند. تو ای پسرم، پیامبر خدای متعال خواهی بود. تو به مردم خواهی گفت که چگونه می‌توانند بخشش گناهان شان را دریابند!»

قصه‌ی گرفته شده از کتاب مقدس؛ انجیل لوقا: فصل ۱

خواندن در خواننده

رایگان برای استفاده، اقتباس و اشتراک‌گذاری تحت مجوز باز (CC BY-SA 4.0).